عشق مامی ایلیا جونیعشق مامی ایلیا جونی، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 16 روز سن داره

عاشقانه آرام من و تو...

عشق ماما ♥

سلام ایلیا طلای من، جدیدا خیلی بلا شدی و همش دوست داری کارهای بزرگا رو انجام بدی   هر کاری که ما میخوایم انجام بدیم همش میگی من من ، خلاصه اینقدر شیرین شدی که هر روز کلی میچلونمت    این روزا خیلی بانمک حرف میزنی و منم کلی دلم برات ضعف میره   مثلا تا یه چیزی بهت میگم و دلت نمیخواد میگی نه بابا ، یا وقتی تعجب میکنی میگی اِ ، برو بابا  ، قشنگ با علامت تعجب این جمله رو میگی  وقتی میخوام سفره افطار و بندازم میای و کمکم میکنی و خوردنی هارو میچینی تو سفره    امروز رفتیم شهروند خرید کنیم و شما دوباره یه بلوز باب اسفنجی برای خودت برداشتی و از لحظه ای که اومدیم خونه گفتی تنت کنم و بعد ...
5 مرداد 1392

یه سری عکس از 26 ماهگیه ایلیا جونم ♥

سلام به دوستای گلم، اومدم یه سری عکس از 26 ماهگیه پسر طلا بزارم  پسری جدیدا اصلا همکاری نمیکنه ازش عکس بگیرم   وقتی بهش میگم ایلیا واستا ازت عکس بندازم 2 ثانیه وامیسته و بعد با سرعت میاد سمت دوربین تا عکسش و ببینه که معمولا عکساش تار یا در حال حرکت میشه    حالا من چند تا از عکساش و میذارم براش یادگاری بمونه  این صندلی رو زن عمو مهری ایلیا براش خریده که پسری خیلی دوسش داره و تا قبل از اینکه بادش کنیم هر روز تا میثم میومد خونه میزدش زیره بغلش و میگفت " بیم باد " یعنی بریم بادش کنیم      بقیه عکسها رو میذارم ادامه مطلب       ........................
3 مرداد 1392

یه بازیه وبلاگــــــــــــــــی ...

ما دوباره به یه بازی وبلاگی دعوت شدیم توسط دوست خوب و مهربونم محبوبه جون از وب دانیال کوشولو دنیای مامان و بابا  ممنونم محبوبه جونم       اگر ماهی از سال بودم  :  اردیبهشت چون ایلیا تو اردیبهشت به دنیا اومد و برای من زیبا ترین ماهه    اگر روزی در هفته بودم : سه شنبه     اگر عدد بودم : 5     اگر نوشیدنی بودم : آب    اگر ثواب بودم : از بین بردن غم از دل همه آدما      اگر درخت بودم : تبریزی چون منو یاد حیاط خونمون تو بچگیام میندازه     اگر میوه بودم : توت فرنگی چون میوه مورد...
2 مرداد 1392

ایلیای هنرمند من :)))

سلام به همه دوستای خوبم  و عشقم ایلیا که الان تو خواب نازه  اول این و بگم که امروز بعد مدتها موفق شدم زنگ بزنم به دوست خوبم معصوم جون ( مسافران آسمانی ) وای وقتی صدای مهربونش و شنیدم و باهاش حرف زدم اصلا باورم نمیشد که اولین باره که با هم حرف میزنیم، اونقدر مهربون و گرم و صمیمی بود که تو همون دقایق اول احساس کردم 1000 ساله که میشناسمش، معصوم جونم از همین جا بهت میگم خیلی خیلی دوستت دارم    دوم اینکه چند روز پیش که رفته بودم گلدونه (قابل توجه نگین جون، بلاخره رفتم   ) برای ایلیا خمیر بازی و یه سری وسیله خریدم، حالا من از کودکی عاشق خمیر بازی و گِل بازی و نقاشی بودم و هستم    (نخن...
1 مرداد 1392

ایلیای 26 ماهه من ♥

سلام ایلیای نازم خیلی وقته که ازت ننوشتم، منظورم از خود خودته  الان میخوام از حالات و حرکاتت تو 26 ماهگیت بنویسم  پسر عزیزم ماشالا خیلی بلا شدی و واسه خودت آقایی شدی  هنوز خوب حرف نمیزنی، البته دایره لغاتت خوبه ولی خوب جمله بندی نمیکنی و معمولا جمله هایی که میگی فعل نداره   و افعال و جدا به کار میبری، اینم یه مدلشه دیگه  مثلا میگه آ آ اُچه جارو  یعنی آقا (رفتگر منظورشه) کوچه رو جارو میزنه   و این کلا برنامه هر شبمونه و کلی کشیک میدی پشت پنجره تا اقاهه بیاد  بَن بِن بُن مقدماتی رو کاملا بلدی و روزی چند بار خودت با خودت کار میکنی و کارت هارو میخونی و کیف میکنی  ...
29 تير 1392

26 ماهگیت مبارک نفسم ♥

                               ماهگیت مبارک عزیزترینم                       سوسوی ستارگان آسمان در التهاب آمدن توست آمدی و آسمان و زمین را برایم بهشت کردی تنها ستاره آسمان دلم    ماهگیت مبارک . . .                      ...
29 تير 1392

ماه عسل....

  نشستم هواتو نفس میکشم یه چند وقتیه حال من بهتره دارم راه میوفتم ببینم تهِش منو این هوا تا کجا میبره دارم راه میوفتم ببینم تورو تویی رو که یه عمره راهی شدی مگه میشه رد شد نگاهت نکرد ببین توی آینه چه ماهی شدی هوایی رو که تو نفس میکشی دارم راه میرم بغل میکنم تو با من بمون تا ته این سفر من این ماهو ماه عسل میکنم ♫♫♫ ♫♫♫ همه زندگیمو بگیری ازم بازم پای عشق تو وامیستم یه آدم تو دنیا نشونم بده بتونه بگه عاشقت نیستم همه عمر من سجده کردم به تو من از حسرت غیر تو خالی ام هنوزم زمان پرستیدنت برام هیچ فرقی نداره کیَم هوایی رو که تو نفس میکشی دارم راه میرم بغل میکنم تو...
24 تير 1392